به گزارش مبارکه نا؛ ؛ جنگی که در آن قرار داریم یک جنگ چند بعدی است که جنگ ترکیبی را به تمام معنا تفسیر میکند. در کنار نبرد نظامی، نبرد در عرصههای دیگری نظیر سایبری، اطلاعاتی، اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک، اجتماعی، فرهنگی و غیره به شدت و قوت دنبال میشود.
مردم تنها در رسانهها اخبار اصابت فلان هواپیما و انفجار فلان بندر و شلیک فلان ناو و رهگیری فلان موشک را میشنوند، در حالی که نبردهایی به مراتب سختتر در عرصههای دیگر در حال رخ دادن است و هیچ خبر واضحی از میزان پیروزیها و شکستها و میزان غنایم و تلفات آن بیرون نمیآید و آن چیزی هم که در این رابطه منتشر میشود به گونهای نیست که مردم اهمیت آن را درک کنند.
حال این که اگر این ابعاد از جنگ نیز همان گونه که اخبار نبرد سخت نظامی جنگ به صورت 24 ساعته و زنده پخش میشود، بیان شود، مردم اهمیت آن را بیشتر درک کرده و با حاکمیت برای شکست دشمن در این عرصهها نیز همراهی و همکاری بیشتری میکنند.
چرا که دیگر میدانند که مثلاً احتکار در بازار تنها موجب گران کردن کالا نمیشود بلکه سبب بازتر شدن دست دشمن برای ضربه به کشور میگردد و محتکر در این شرایط، مهره دشمن و یک خیانتکار تلقی میشود که جزایی جز مرگ ندارد.
زیرا این جنگ یک جنگ چندبُعدی است که در آن اگر نقش مردم بیشتر از نیروهای نظامی نباشد، کمتر از آنها نیست. لذا باید مردم خود را درون یک معرکه واقعی بدانند. نه این که در غفلت به زندگی عادی مشغول باشند بدون این که متوجه باشند چه وظیفهای در این شرایط دارند.
به همین میزان و بلکه بیشتر باید مسئولان تصمیمگیر و تصمیمساز کشور، متوجه موضوع باشند که در کمال تعجب، گویی نیستند و این از مصاحبههای نسنجیده برخی مسئولان مشخص است.
نه تنها مسئولان کشور باید متوجه موضوع باشند بلکه فراتر از آن باید آرایش نظامی نیز بگیرند. الگوبرداری از شیوه جنگیدن دشمن شاید به درک صحیح از این جنگ کمک کند. هر یک از دستگاههای دشمن کأنّه برای خود یک آمریکای مستقل هستند و در عین هماهنگی اهداف خود را پیش میبرند.
وزارت خزانهداری ایالات متحده آمریکا تمام ظرفیتهای حوزه اقتصاد جهان را برای تحریم ایران بسیج میکند. وزارت ارتباطات تمام ظرفیتهای ارتباطاتی، مخابراتی و ماهوارهای جهان را در خدمت ضربه زدن به ایران به کار میگیرد. وزارت امور خارجه که با داشتن سفارتخانههایی که هر یک برای خود یک آمریکای مستقل هستند، دریایی از اقدامات دیپلماتیک علیه کشور ما را ساماندهی میکند و در هر کشوری موضوع سیاسی آن کشور محکومیت ایران میشود.
اما در ایران در سطح وزارتخانهها حتی در موضوع دفاع و پدافند نیز آرایش دفاعی مؤثری دیده نمیشود چه برسد به هجمه و آفند. اغلب کارگروهها و شوراهای عالی کشور زیرنظر رئیس جمهور هستند و این یک ضعف بزرگ است. چرا که یک انسان هر قدر هم بزرگ باشد نمیتواند ذهنی این چنین گسترده و چندبعدی داشته باشد که به همه این امور رسیدگی کند. به همین خاطر دشمن خاطرجمع از این که ضربهای از این ناحیهها دریافت نمیکند، مشغول گسترش جبهههای مقابله با کشور ما در این جنگ ترکیبی است.
ابتدا باید مسئولان ما درک درستی از این جنگ داشته باشند و بعد ساختارهای نظام را برای مقابله در چنین شرایطی شکل دهند. در مقابل حملات اقتصادی، ما باید علاوه بر دفاع، در طول 48 سال گذشته راه حمله را هم پیدا میکردیم. بماند که اکنون باز هم با میانداری نیروهای نظامی توانستیم با بستن تنگه هرمز، راه اقدام متقابل در برابر تحریمها را در دست بگیریم.
الان هم که این اتفاق افتاده است یک نفر از طرف بانک مرکزی و یا وزارت اقتصاد و یا وزارت صمت اعلام کند حال که قدرت در دست ایران است چه برنامهای برای رها کردن کشور از تحریمها و متقابلاً تحریم کشورهای معاند ایران وجود دارد.
الان وقت آن است که باز هم با حضور نظامی که در تنگه هرمز داریم، به خاطر عبور کابلهای حیاتی فیبرنوری اینترنت جهانی از این تنگه، وزارت ارتباطات ما، از اهرم فشاری که در دست داریم استفاده کند و شرکتهای بزرگ کامپیوتری و اینترنتی را مجبور به پذیرش تعهداتی نسبت به کشور ما کند.
برداشتن تحریمهای ماهوارهای، برداشتن تحریمهای اینترنتی، انتقال برخی سرورها به داخل کشور، نقش دادن به ایران در کنترل اینترنت جهان و غیره از جمله امتیازاتی است که باید تاکنون کشور ما آن را مطالبه میکرد و دست کم اکنون باید وزارت ارتباطات ما بسته پیشنهادی خود در این رابطه را در قبال محافظت از کابل فیبرنوری تنگه هرمز ارائه دهد.
در حوزه اجتماعی و فرهنگی وقتی مردم بدانند حتی پوشش ایشان برای دشمن ممکن است پالس موفقیت بفرستد، طبیعتاً بیش از پیش نسبت به آن حساسیت نشان میدهند.
ایجاد این درک در مردم و به ویژه در مسئولین سازوکار خودش را دارد و باید فرایند آن طی شود تا مردم به آن اندازه که باید، اهمیت این موضوع را درک کنند.
علوم انسانی غرب به خوبی به این علم دست پیدا کرده است که برای ایجاد تغییرات احساسی و روانی عمومی در جامعه چه فرایندی را باید طی کند. ما نیز باید به این علوم برسیم. باید بدانیم برای ایجاد احساس مسئولیت عمومی در بین مردم، برای ایجاد درک وواقعیی از جنگ در بین مسئولان و غیره چه مسیر رسانهای را باید طی کنیم.
نباید گمان کنیم جنگ ما تنها پای لانچرها و توسط ناخداهای قایقهای تندرو در حال رخ دادن است. اتفاقاً آن چه در این جنگ تعیینکنندهتر است، اینجا در بین مردم است.
نویسنده: احسان جدیدی، فعال رسانهای



Tuesday, 12 May , 2026